شهید محمد داوود خان

سردار شهید محمد داوود خان اولین رئیس جمهور افغانستان

....در مورد شخصیت محمد داوود خان نظریات مختلف و متضاد وجود دارد.او فردی بود درستکار،با اراده اما خود سر،تشنهء قدرت اما دارای تفکر برای آینده و ترقی کشور،متدین و پرهیزکار اما مخالف دخالت روحانیون در امور سیاست....
نویسنده:[سینا همایونی]



«786»


سردار شهید محمد داوود خان

موسس دولت جمهوری و اولین رئیس‌جمهور افغانستان از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷

مقدمه:

در این شکی نیست که سردار محمد داوود از زمان اولین ماموریتش در حدود هفتاد و پنج سال قبل از امروز تا شهادتش در سال1357 تاثیر عمیقی را در سرنوشت افغانستان داشته است که تا امروز محسوس است.
از زمان اولین وظیفه رسمیش در اجرای مسولیت خود جدیت خاصی نشان می داد.او از ابتدا نسبت به شمولیت خود در ماموریت های مختلف،عملاً با مردم و تا حدی با واقعیات مملکت روبرو شده،عقب ماندگی فوق العاده کشورش را با تاثر ملاحظه کرده بود و در دلش آرزوهای ترقی و استحکام ملی نمو کرده بود.به همان شکلی که امان الله خان حتی قبل از اینکه به سلطنت برسد به موضوعات سیاسی علاقه خاص نشان می داد و به حاکمیت ملی و ترقی کشور ارزش خاص قائل بود؛سردار داوود،جوانیکه در سنین کم در پاریس شامل لیسه(=دبیرستان)بوده آبادی و پیشرفت اقتصادی اروپا را مشاهده کرده بود،در صحنه سیاسی ملی با اشتیاق زیاد شامل گردید تا حدی که وقتی از آن بالقانون محروم شد بالقوة برگشت!
داوود خان در طول دوره طویلی که در صحنه سیاست افغانستان به شکل فعال و غیر فعال حاضر بود،که جمعاً ازسال1311 الی 7 ثور1357 شمسی چهل و شش سال را در بر می گیرد،سیاست هایی را روی کار آورده بود که به هر شکلی عاقبت آن را قضاوت کنیم،نتیجه جرأت سیاسی و ابتکار وی بود: از جمله طرح پلان های پنج ساله و در دوره جمهوری پلان های هفت ساله،استفاده وسیع از امدادهای خارجی برای پیشرفت کشور،توجه به طبقه بانوان،سهم فعال در حرکت کشورهای غیر منسلک،توجه خاص به موضوع پشتونستان(منطقه ای است بین افغانستان و پاکستان که بر سر حاکمیت آن بین دو کشور سال ها جنگ و درگیری رخ میدهد)،اعلان جمهوریت، پرورش و موقع دادن به یک تعداد از نمایندگان طبقه جوان"ترقی طلب"،که بعضی از آنها تا آخرین لحظه در کنارش ایستادن و مقاومت کردن و بعضی دیگرکه متاسفانه نسبت به گرایش شان به مقاصد کمونیستی و روسی،در حالیکه از داوود خان به عنوان رهبر یاد میکردند،بالاخره او را با اکثر اعضای فامیلش،به شمول همسر و فرزندانش،ناجوانمردانه شهید ساختند.
زندگی
محمد داوود فرزند سردار محمد عزیز در تاریخ ۲۷سرطان(تیر) 1287 در شهر کابل زاده شد.درسال1300 با اولین گروه محصلین افغان به شمول دو پسر عمویش محمد طاهر و محمد ظاهر(که بعداً شاه افغانستان می شود)،جهت تحصیل عازم پاریس گردید. وقتی نادر خان(عموی داوود خان و پدر محمد ظاهر که خود ابتدا شاه می شود)،بعد از یک مدت اقامت در اروپا به خاطر اختلافاتیکه با امان الله خان(پادشاه افغانستان) پیدا شده بود همچنانکه به منظور معالجه خود،به افغانستان بر گشت تا با یاری برادران خود مقابل امیر حبیب الله کلکانی جنگ نماید،سردار محمد داوود و سردار محمد ظاهر در پاریس ماندند و به تحصیلات خویش ادامه دادند.
محمد داوود هنگامیکه از پاریس بازگشت،قبل از اینکه شامل لیسه عسکری شود تا یک دوره نسبتاً کوتاه تعلیمات نظامی را اتخاذ نماید،محمد داوود نخست شامل ماموریتی در وزارت خارجه شد.در سال 1310 تحصیلاتش را در علوم نظامی و فرماندهی به پایان رساند؛در برج عقرب سال بعد،یعنی در سال 1311 ،به رتبه «فرقه مشری» ترفیع یافت و به قوماندانی عسکری(فرماندهی ارتش) حوزه مشرقی مقرر شد و پس از یک سال مسئولیت حکومت اعلای مشرقی را عهده دار شد.در سال 1314 شمسی به رتبه اول فرقه مشری ترفیع یافت و به اساس فرمان شاهی به حیث نائب الحکومه و قوماندان عسکری قندهار(کندهار) و فراه مقرر شد.در سال 1317 دوباره وارد مشرقی گردید اما این بار با مقام رئیس تنظیمیه و قوماندان(فرمانده) عمومی قوای مشرقی. در برج اسد (مرداد) سال 1318 شمسی عهده دار قوماندانی (فرماندهی) - قوای مرکز و مکتب حربی گردید،در سال 1325 در سن 38 سالگی به مقام وزارت دفاع از طرف عمویش صدراعظم شاه محمود خان نائل گردید.یک سال بعد در ثور (اردیبهشت)سال1326 شمسی به عنوان سفیر افغانستان عازم پاریس شد؛وی دو سال بعد در عقرب 1328 به کابل باز گشت و پس به مقام وزارت دفاع رسیدو مدتی بعد به مقام صدر اعظمی رسید و در سال 1343 شمسی یعنی در آغاز مشروطه شدن سلطنت از این مقام استعفاء داد...
ازدواج ،خانواده و خصوصیات:
در سال 1312 شمسی تقریباً یک سال پس از جلوس اعلیحضرت محمد ظاهر شاه،سردار محمد داوود خان با میرمن زینب(زینب خاتون)،خواهر پادشاه و دختر عمویش ازدواج نمود.داوود خان و میرمن زینب جمعاً هفت فرزند به نام های:(عمر،تورپیکی،شینکی،درخانی،خالد،ویس و زرلشت)داشتند.
از دید ظاهری،داوود خان جسماً دارای قدّ متوسط و جسامت قوی بود اما با مشکل کمر درد که بر اثر افتادن پیدا شده بود و روماتیسم مواجه بود.در سال 1338و1340 که درسوئیس،اتریش و ایتالیا مقیم بود مورد عمل جراحی ستون فقرات قرار گرفته بود.در کنار این مشکلات وی معتاد سیگار بود تا اینکه درخواست پزشکان خود را پذیرفت و آن را ترک گفت.
در قسمت سرگرمی های داوود خان خارج از کار،به گفتهء دخترش میرمن درخانی می گوید:«پدرم نه به خوراک خاصی شوق داشت،نه مشروب می خورد و نه به شکار علاقه داشت،یگانه شوق و علاقهء پدرم افغانستان بود». روزنامه ها و مجلات را میخواند تا ازمسائل روز و زمان آگاه شود و متباقی وقت خود را صرف موضوعات سیاسی و اداری میکرد.یگانه تفریحش بودن با فامیلش و قدم زدن در کوچه ها و بازارهای کابل بود. همینکه منزل را برای هواخوری ترک می گفت،دوست داشت تا به پروژه ها و ساختمان هاییکه تحت تعمیر بودند نظری بیندازد و پیشرفت آنان را با چشم خود ملاحظه نماید.
در مواقع خصوصی با اولاد و نوه هایش آدم خوش رفتار و نسبتاً خوش خلقی بود.وی ادمی بود که در چهارچوب خانوادگی،با وجود ترسی که ایجاد میکرد،رفتار نسبتاً ملایم و محبتانه ای داشت و بعضی مواقع از شوخی هم دریغ نمیکرد.اولادش او را"بابه"می گفتند و نوه هایش او را "بابه داوود"مخاطب می ساختند.و در اوقات غیر رسمی برادر کوچکترش سردار محمد نعیم که او نیز از سیاسیون موفق بود، برادرش داوود خان را "آغه لاله" خطاب میکرد.
شخصیت:
در مورد شخصیت محمد داوود خان نظریات مختلف و متضاد وجود دارد.او فردی بود درستکار،با اراده اما خود سر،تشنهء قدرت اما دارای تفکر برای آینده و ترقی کشور،متدین و پرهیزکار اما مخالف دخالت روحانیون در امور سیاست(در مورد این قضیه بر طبق گفته های دخترش خانم میرمن درخانی و برادر زاده اش آقای عزیز نعیم وچند تن از دوستان سابق شهید داوود خان نیزآمده : «سردار داوود خان دیندار متعصب نبود ولی نماز خوان بود ، مشروب و...نمی نوشید و دنبال فعل حرام نبوده ولی با وجود اینها مخالف مداخلهء روحانیون در حوزه سیاست بود...»)،در ابتدا به ظاهر نزدیک به روس و عناصر چپگرا و از جملهء حامیان حزب خلق و پرچم بود(دو حزب دموکراتیک در افغانستان البته در دوران حمایت داوود خان از آنها هنوز اهداف کمونیستی_روسی آنها آشکار نشده بود) ولی مدتی بعد در صدد مخالفت با آنها برآمد و تا مرحله نابودی عناصر چپگرای کمونیستی پیشرفت ولی تقدیر چیز دیگری مقرر کرده بود. داوود خان به طور کلی فردی با جذبه،وطن پرست و آزادیخواه بود.
حتی جنرال محمد نذیر کبیر سراج ،از فرماندهان وقت در صفحه ای از کتابش در مورد داوود خان چنین می نویسد:«با همهء دیکتاتور منشی که داوود خان داشت،باید اعتراف کرد که او انسان وطن پرستی بود که می خواست در زمان حیات خویش افغانستان را ازحالت عقب ماندگی و قرون وسطایی اش در زمرهء ممالک مترقی قرن بیستم داخل سازد،او انسانی بود که به غیر از کار و خدمت به چیز دیگری فکر نمی کرد؛.. استراحت را نمی شناخت و روزانه تا شانزده ساعت کار می کرد،تفریحات و تعیش نداشت،زندگی شخصی اش بسیار ساده و بی پیرایه بود...».
اختلافات داوود خان و شاه و استعفاء وی از صدارت:
داوود خان مردی واقع بین و ناسیونالیست بود از عقب ماندگی کشور و عدم کفایت شاه ناراضی بود،وی با وجود اینکه پسر عموی شاه بود و تقریباً با او بزرگ شده بود،دارای نظریات و روحیهء متفاوتی بود وی در ابتدا با شاه رابطهء بدی نداشت ولی مدتی بعد با درک بهتر حقایق و همچنین به خاطر روی کار آمدن سلطنت مشروطه و قانون پر نقص آن که به مدت ده سال تا پایان شاهنشاهی محمد ظاهرشاه ادامه یافت نه تنها به اوضاع کشور کمکی نکرده بود بلکه وخیم تر هم کرده بود،روابطش با شاه و دربار رو به تاریکی رفت.اساساً یک اختلاف ذاتی در روحیه ظاهر شاه و داوود خان وجود داشت که البته همان سبب اختلافات در بین ایشان می شد،پادشاه برعکس داوودخان بسیار قاطع و با تصمیم نبود معمولاً موضوعات را به تعویق می انداخت و یک نوع نرمش در معاملات و سیاست خود نشان می داد.داوودخان به خاطر همین موضوعات کم کم از شاه فاصله گرفت و حتی در مراسم شخصی به حضور شاه نمی رفت،البته ظاهر شاه دوباره خواست روابطش را با داوود خان بهبود بخشد ولی با عکس العمل سرد داوودخان نسبت به موضوع مواجه شد.داوود خان ملی خواه بود و از دخالت بیش از حدّ خارجیان به خصوص شوروی کمونیستی(گر چه در ابتدا به ظاهر حامی شوروی و گروه های چپگرا بود!(؟))ناراضی بود به همین خاطر روسیه به وسیله خانواده شاه به ظاهر شاه فشار وارد کرد تا از داوود خان سلب قدرت نماید، شاه به اجبار تصمیم به سبک کردن دوش داوود می کند،داوود خان که با روشن بینی سیاسی اش از اوضاع مطلع می شود،خود از مقام صدارت استعفاء می دهد و بعد از این تقریباً به مدت ده سال(تقریباً از اول مشروطه در افغانستان تا سال پنجاه و دو)داوود خان، خانه نشین میشود البته خانه نشینی که تمام اوضاع سیاسی کشور را دنبال می کرد.
دو روز بعد از اینکه داوودخان از صدارت استعفاء داد در منزل ایشان جلسه ای با حضور طرفداران سیاسی وی برگزار میشود که فردی از حاضرین پیشنهاد کودتا و تغییر حکومت را بیان می کند ولی سردار داوودخان می گوید:هنوز زمانش فرا نرسیده و باید منتظر فرصت بهتری بود... .داوود خان مانند یک شیر ده سال در انتظار فرصتی برای شکار می نشیند، وبالاخره آن روز موعود فرا میرسد.
کودتای 26 سرطان و رژیم جمهوری:
بعد از ظهر 26 سرطان(تیر) سال 1352 به مناسبت جشن ملی عراق ضیافتی در سفارتخانه آن کشور ترتیب داده شده بود،عصر همان روز سفیر ایالات متحده نیز جهت معرفی آتاشهء جدید خود عصرانه ای ترتیب داده بود ،که علاوه بر دیپلمات های خارجی از یک تعداد شخصیت های نظامی و دولتی حکومت نیز دعوت به عمل آمده بود،از آنجا که ظاهر شاه جهت درمان و تفریح به شهر ناپولی ایتالیا رفته بود و اکثر مسئولین حکومتی مصروف مهمانی های تعارفی بودن ، کودتاچیان به رهبری سردار محمد داوود خان و همراهی چند تن از حکومتیان طرفدار داوود خان و قوماندان ها و دیگر افسران پایین رتبهء ارتش، موقعیت را غنیمت شمردند و به انجام نقشه های از قبل طراحی شدهء خود پرداختند.
ابتدا مرکز مخابرات و ادارهء رادیو کابل به دست کودتاچیان افتاد و سپس اکثر افرادی که گمان می شد مخالفت ورزند در منازلشان تحت نظارت قرار گرفتند. همان شب دستگاه رادیوی عسکری(رادیوی سیار) به منزل داوودخان آورده شد تااو بتواند اعلان کودتا را با صدای خویش به سراسر کشور برساند که بی تاثیر هم نبود چرا که فرماندهان و قوای مختلف کشور سکوت اختیار کردند و مخالفان در منازلشان تحت نظارت قرار گرفتند.خانواده سلطنتی به منزل مرحوم قدیر نورستانی(از طرفداران وفادار داوود خان) انتقال داده شدند و سپس به ارگ سلطنتی(که چند روز بعد از این تاریخ به "قصر ریاست جمهوری" تغییر نام یافت) منتقل شدند.
کودتای داوودخان بدون خونریزی و قتل انجام شد،و به خاطر همین آن را کودتای سرد می گویند، مانند این کودتا شاید کمتر در جهان اتفاق افتاده باشد که بدون قتل و خونریزی صورت گیرد. تنها فقط در بین خاندان سلطنتی فردی به نام سردار عبدالولی(پسر عموی و رقیب داوود خان) به طرف کودتاچیان تیر اندازی کرد و بی هیچ نتیجه ای تسلیم شد(و البته بعداً با خانوادهء سلطنتی به روم فرستاده شد).
صبح روز بعد کودتا ، برنامه های رادیو کابل قبل از اینکه داوود خان نطق کند، با آهنگ نظامی آغاز یافت.داوود خان در نطق خود دلیل گرفتن قدرت را خدمت واقعی به کشور و گمراهی های ده سال مشروطه خالی اعلام نمود و رسماً حکومت را به جای اینکه سلطنت اعلام کند،جمهوری اعلام نمود؛ظاهرشاه در ایتالیا از طریق سفارت افغانستان در روم اوضاع کشور و خانوادهء خود را بررسی می کرد و مدتی بعد داوودخان به وسیله سفیر افغانستان به ظاهر شاه پیغام می دهد که اگر وی از سلطنت کناره گیری کند و جمهوریت جدیدالتأسیس را به رسمیت بشناسد آنگاه به خاندان سلطنتی اجازه مهاجرت به خارج داده خواهد شد، ظاهرشاه به خاطر اینکه نظم کشور به هم نخورد و خونریزی اتفاق نیفتد بالإجبار از سلطنت کناره گیری کرد و به دنبال آن داوودخان، ملکه و خانواده سلطنتی که از اقوام وی هم می شدند با احترام عازم روم نمود.
مدتی بعد رژیم جمهوری آغاز به کار کرد ،و بنابه به درخواست داوودخان مردم از طریق انتخابات، نمایندگان خود را برای لویه جرگه(مجلس) انتخاب نمودند، چندی بعد لویه جرگه به تدوین قانون اساسی جدید مشغول شد و با اکثریت آراء داوود خان را به ریاست جمهوری قانونی کشور برگزید ، مدتی بعد داوودخان اولین کابینهء خود را تشکیل داد و از طرف ممالک دیگر حکومت افغانستان به رسمیت شناخته شد و بنابراین حکومت افغانستان از سلطنت مشروطه به جمهوری تغییر یافت، دولت جمهوری رسماً آغاز به خدمت نمود چند ماه بعد داوود خان حزب انقلاب ملی را تاسیس کرد وخود به عنوان رهبر آن حزب معرفی شد داوودخان از طرف مردم به نام رهبر انقلاب مشهور شد و پس از آن همیشه در همه جا به خصوص در رسانه و تلویزیون او را رهبر انقلاب معرفی می کردند. مرام جمهوریت داوودخان از بیان خودش چنین بود:«هدف اساسی جمهوریت خدمت به طبقهء اکثریت مردم وطن ماست نه به یک طبقهء خاص و محدود...». داوود خان در دورهء ریاست جمهوری اش به مراتب نسبت به دوره قبل،واقع بین تر شده بود،دیگر به تبعیض عقیده نداشت.پیرمرد بیش از حد کار می کرد.همهء لذت او، تفریح او ، خوشی و شادابی او در کار و خدمت به مردمش خلاصه شده بود.وقتی که مجلس وزرأ تصویب کرد که در دفاتر هفته فقط سه روز گوشت پخته شود،مرحوم داوود خان خود را مثل همهء مامورین دولت حساب می کرد ، پس از این تصویب در قصر ریاست جمهوری نیز سه روز در هفته گوشت پخته می شد،ولازم به ذکر است که وی عین همین روش را در خانهء شخصی اش ادامه می داد.داوود خان در دورهء ریاستش که از سال 1352 تا 1357 طول کشید بسیاری از عقب ماندگی های گذشته را رفع کرد،او سخت می کوشید تا کشور را به سوی پیشرفت و ترقی هدایت کند،در دوران وی مردم قدم بر مبارزه علیه بی سوادی گذاشتند و از جانب دولت نیز توجه خاصی به تعلیم و تربیت می شد، دانشگاه پنجاب هند به پاس خدمات داوود در اوایل سال1355 شمسی به وی سند دکترای افتخاری را اهداء نمود ،ارتش نسبت به گذشته تقویت شده بود، فعالیت داوودخان در رسمی شناختن پشتونستان به عنوان خاک افغانستان و مبارزه با ادعای پاکستان مبنی بر مالکیت بر پشتونستان شدت گرفته بود(پشتونستان همان منطقه ای است که سال ها بین افغانستان و پاکستان بر سر مالکیت آن درگیری وجود دارد،ولازم به ذکر است که بر طبق تمام اسناد تاریخی و جغرافیایی این منطقه متعلق به افغانستان می باشد)،توجه به طبقهء بانوان بیشتر شده بود سازمان رسمی زنان به وجود آمد،گسترش روابط افغانستان با ایران شاهنشاهی و ایالات متحده آمریکا(لازم به ذکر است قبل از رژیم جمهوری روابط افغانستان و ایران زیاد تعریفی نداشته( به خصوص بر سر تقسیم آب رود هیرمند) و در دورهء داوود خان سران افغانستان و ایران سفرهایی به منظور حل اختلافات به کشورهای هم داشتند که طی یک سفر داوود خان به ایران، محمد رضا شاه پهلوی، شاه ایران کلید طلای تهران را به نماد صلح و دوستی به داوود خان و ملت افغانستان هدیه می کند)،رهبر انقلاب داوود خان از کمکها و امدادهای خارجی به نفع کشور استفاده میکرد،فراهم کردن مقدمات ایجاد راه آهن درکشور به همکاری دولت شاهنشاهی ایران (لازم به ذکر است به خاطر حوادثی که بعد برای داوود خان رخ داد این رویا عملی نشد و هم اکنون بعد از سی سال با همکاری ایران این راه آهن از راه هرات در حال احداث می باشد، افتتاح و احداث کارخانه ها گسترش یافت ، طرح های پیشرفتی پنج ساله تعیین شد ، شرکت فعال کشور در انجمن کشورهای غیر منسلک در کلمبیا،گسترش امنیت در کشور و رسیدگی منظم به بازسازی و زیبا سازی شهرها(در این مورد در خاطرات خانوادهء اینجانب سینا همایونی که درآن دوران بودند گفته شده که :« در اواخر دورهء داوود خان وقتی در سطح شهر کابل و اکثر شهرها قدم می زدیم از تمیزی،امنیت، دکور شهر و منظمی خیابانها لذت می بردیم واز اینکه که می دیدیم کشور ما در حال توسعه و پیشرفت است شادمان بودیم ولی افسوس که به جای شادمانی جنگ و آوارگی نسیب ما شد...»)،ممنوع کردن فعالیت احزاب کمونیستی و دستگیری و اعدام سران آن در افغانستان و... .
کودتای 7 ثور1357سقوط جمهوریت داوود خان و شهادت وی:
کمونیست در دههء پنجاه شمسی تاثیرات بسیاری بر افکار عمومی در افغانستان گذاشته بود به خصوص در میان جوانان که آن زمان تقریباً اکثریت جامعه را تشکیل می دادند،بعد از آنکه داوود خان در صدد نابودی احزاب کمونیستی برآمد (افسوس که دیر جنبیده بود!)، کمونیست شوروی در صدد حمایت و تقویت نمایندگان و سران حزب کمونیست افغان برآمد وآنها با تحریک جوانان اغتشاشاتی در کشور به وجود می آوردند ، جلسات مخفی ضد دولت برگزار می کردند، گهگاهی تظاهرات می کردند به خصوص بعد از ترور میر اکبر خیبر (استاد دانشگاه و نظریه پرداز فعال حزب کمونیست در افغانستان) در مقابل منزلش به دست فردی ناشناس .که سران دیگر حزب این واقعه را به گردن داوود خان انداختند ( لازم به ذکر است که طبق مدارک به دست آمده،داوود خان و حکومت هیچ نقشی در ترور نداشتند و به احتمال قوی توسط عُمّال روس و سران دیگر حزب صورت گرفته) . تا اینکه بالاخره کمونیست های نوکر روس باحمایت کاخ کرملین در 7 ثور مرتکب انجام جنایتی بزرگ شدند.
روز پنجشنبه 7 ثور(اردیبهشت) سال 1357 روزی عادی بود،و از آنجایی که فصل بهار بود باران می بارید،در آن روز طبق روال گذشته که داوودخان هر هفته ترتیب آن را می داد تمام اعضای فامیلش برای صرف طعام به منزل شخصی اش آمده بودند چرا که وی مردی فامیل دوست بود و خوش داشت حداقل یکبار در هفته با فامیل های خود دریک جا جمع شوند و طعامی صرف کنند،آن پنجشنبه مثل پنجشنبه های قبل در منزل داوود خان ضیافتی خانوادگی بود.در حدود ساعت دوازده ظهر وقتی صدای توپ شنیده شد مردمی که در منازلشان بودند فکر کردند که توپ چاشت است،غافل از اینکه کودتاچیان کمونیست به رهبری رجال خائن و وطنفروش به نام های "جنرال عبدالقادر(وزیر دفاع)،نورمحمد ترّه کی(نویسنده)، حفیظ الله امین(فعال کمونیست) ، ببرک کارمَل(فرزند یکی از جنرال های سابق)،(لازم به ذکر است که تره کی،امین و کارمَل از کمونیست های فعال بودند که مدتی پیش توسط دولت بازداشت شده بودند و ظاهراً حکم اعدام آنها نیز صادر شده بود،ولی متاسفانه در روز کودتا به وسیلهء جنرال عبدالقادر خائن آزاد گشته بودند)"، و با حمایت رسمی کاخ کرملین مسکو آغاز به کار کرده اند ، آنها نیز قبلاً مرکز مخابرات را اشغال کرده بودند و با تعدادی تانک و عده ای از ارتشیان مسلح دست نشانده که در ضمن یکی از تانک ها توسط عبدالقادر هدایت می شد ، به سمت قصر ریاست جمهوری کابل روان شدند و با مبارزهء شدید گارد ریاست جمهوری مواجه شدند ، سردار داوود خان اعضای فامیلش را از منزل شخصی به داخل ارگ ریاست جمهوری انتقال داد ، در بیرون کاخ درگیری شدیدی بین کمونیست ها و گارد جمهوری به وجود آمده بود و از آنجایی که جمعیت گارد نسبت به کودتاچیان کمتر بود تلفات سنگینی را متحمل شدند و از طرفی چون مخابرات در دست کمونیست ها بود امکان مخابره با نیروی هوایی بگرام و نیروهای طرفدارجمهوری که پشتیبان های واقعی داوود خان بودند، وجود نداشت.گارد ریاست جمهوری غیرتمندانه در برابر کمونیست ها مبارزه می کرد وبمباران های کمونیست به طرف کاخ هیچ آسیبی به ساکنان آن وارد نمی ساخت ولی متاسفانه به دلیل تشدید بسیار زیاد حملهء کمونیست ها و اتمام مهمات بعد از ساعتها دفاع غیرتمندانه، گارد با تلفات بسیار سنگینش تقریباً با شکست مواجه شد،عدهء بسیاری دلاورانه تا آخرین نفس مبارزه کردند و به شهادت رسیدند و تعداد معدودی که دست خالی باقی ماندن تسلیم شدند ، ولی هنوز عده ای بسیاری از گارد جمهوری در مقاومت و مبارزه بودند بعد از این کودتاچیان شدیدتر به طرف کاخ به تیراندازی و بمباران با تانک و مسلسل پرداختند و خیلی زود فهمیدند که افراد داخل کاخ قصد تسلیم شدن ندارند بنابراین به داخل قصر پیشروی کردند و با مقاومت گارد سلطنتی در خارج از کاخ و چند تن از وزرأ و خانوادهء داوود خان مواجه شدند بین دو طرف مجدداً درگیری رخ داد که در پی آن از خانوادهء داوودخان ابتدا محمدعمر فرزند بزرگ داوودخان به شهادت رسید پس از آن همسرش مرحومه گلالی داوود با هشت مرمی به شهادت رسید و همچنین دو دختر کوچک آنها به شهادت رسیدند .عده ای از جمله سردار نعیم خان(برادر داوود خان) مجروح شدند ولی برادر باوفا و دیگر حاضرین از نزدیکان داوودخان تا آخرین لحظه در کنار سردار محمد داوودخان به مبارزه پرداختند،چند ساعت بعد چند تن از کمونیست ها از راه گل خانه وارد محل حضور داوود خان و خانواده اش می شوند وخطاب به داوود خان می گویند که خود را تسلیم کند و داوود خان با شجاعت در پاسخ آنها می گوید:«هرگز به کمونیست های نوکر روس،خود را تسلیم نخواهم کرد»(از گفته های سربازان کمونیست کودتاچی) در پی این گفته بین دو طرف تیراندازی رخ می دهد و تعدادی دیگر از خانوادهء داوود خان مجروح و شهید می شوند.
بالاخره پس از ساعت ها مبارزهء غیرتمندانهء محمد داوودخان و نزدیکانش سردار محمد داوود خان به همراه بیست (یا سی تن(؟)) از اعضای فامیلش و حدود دو تا سه هزار تن از فرماندهان و نظامیان دلاور و وطن پرست گارد ریاست جمهوری به شهادت رسیدند؛کودتاچیان خونخوار کمونیست اجساد شهدا که علاوه بر نظامیان گارد زن ها و کودکان خرد سال هم بود ، مخفیانه در مکانی نامعلوم دفن میکنند و هیچ گاه حاضر نمی شوند تا محل دفن آنها را مشخص و معرفی کنند؛واین چنین کشور به دست کمونیست ها افتاد و زمینهء تجاوز روس به افغانستان را فراهم کرد ، افغانستان بعد از این واقعه دچار فساد کمونیست ها ، درگیری بین رهبران حزب دموکراتیک خلق (کودتاچیان) بر سر قدرت و جنگ های داخلی شد کشور ما صد سال به عقب بازگشت وحاصل زحمات و خون دل خوردنهای افرادی چون داوودخان و... نقش بر آب شد که هنوز شاهد آن عقب ماندگی ها می باشیم.
شناسایی جسد و خاکسپاری:
جسد کشته شدگان کودتای ننگین 7 ثور(اردیبهشت)،به مدت سی سال مفقود بود تا اینکه بعد از فروپاشی طالبان و روی کار آمدن دولت حامد کرزی، کمیسیونی تحت هدف یافتن اجساد شهدا 7 ثور تشکیل شد ، بالاخره در برج قوس(آذر) سال 1387 این کمیسیون اعلام کرد که جسد شهید داوود خان به همراه پانزده عضو خانواده اش در حاشیهء شرقی کابل در نزدیکی پلچرخی پیدا شده است این کمیسیون بعد از انجام آزمایشات و بررسی شواهد و مدارک،که یکی از این مدارک ، قرآن اهدایی پادشاه عربستان به داوود خان بود که وی همیشه آن را در جیب لباس خود نگهداری می کرد،و همچنین تائید خانوادهء وی(منظور خانم میرمن درخانی دختر داوود خان که وی قبل از سال 1352 به سوئیس برای تحصیلات رفته بود وبه اتفاق همسرش همانجا مقیم بود و از بین فرزندان و خانوادهء شهید داوودخان ، وی تنها بازمانده می باشد)،بود.بعد از اثبات هویت اجساد ،پیکر سردار شهید محمد داوود خان به همراه اجساد برادر،همسر،فرزندان(به غیر از خانم میرمن درخانی)،نوه هایش و... ، در روز سه شنبه 27 حوت(اسفند) 1387 شمسی طی مراسم رسمی و با شکوهی با حضور خانم میرمن درخانی ،رئیس جمهور حامد کرزی، وزرأ ، سفیران ممالک در کابل،ارتش تشریفات و جمع کثیری از مردم ، از قصر ریاست جمهوری به سمت"تپه تاج بیک کابل" تشییع و به خاک سپرده شدند.

آخرین گفتار:

سردار شهید محمد داوودخان در تاریخ افغانستان انسانی نمونه بود که گر چه ابتدا به ظاهر با روس ها رابطه داشت ولی با علاقهء خاص در راه کشورش خدمت می کرد؛آن چه را که در این اوراق ذکر کرده ام جز خلاصه ای از زندگی پر حادثهء داوودخان نبود داوودخان فردی بود که شاید مانند او در دنیا کم باشد او انسانی بود که آزاده به دنیا آمد ، آزاده زیست و آزاده به شهادت رسید، داوود خان اگر توسط کمونیست ها شهید نمی شد و سرنوشت طوری دیگر رقم میزد خدا میدانست که ما افغان ها شاهد چه پیشرفت هایی بودیم ، تنها خدا می داند که اتفاقی که در 7 ثور 1357 برای داوود خان و خانواده اش افتاد چقدر دردناک و غم انگیز بوده آیا این حق این انسان خدمتگذار است که خود بدون هیچ خونریزی روی کار آمد و چنین دردناک از دنیا برود ، ولی این حادثه ایست افتخار آمیز برای تاریخ افغانستان که به وسیلهء آن جهانیان به خصوص آن عده که با غرور، خود و مردمان خود را از همه برتر می دانند و در گفته هایشان افغان و افغانستان را بی نشان و بی تاریخ می پندارند آگاه شوند که کشور عزیز ما افغانستان دارای چنین دلاورمردانی است که بر هزاران تن از زال و رستم و آرش و ادیسه و هرکول خیالی می ارزند مثال داوود در تاریخ کشور ما افغانستان کم نبوده ولی رشادت و مقاومت داوود در همهء تواریخ بی همتاست پس :
«سلام بر آن روزی که به دنیا آمد و روزی که می میرد و آن روزی که زنده برانگیخته می شود»

«سینا همایونی»

«پایان»

سردار محمد داوود خان

محمد داوود
شناسنامه
نام کامل سردارمحمد داوودخان
زادروز ۱۸ ژوئیه ۱۹۰۹
۲۷سرطان( تیر)۱۲۸7

زادگاه کابل، افغانستان

تاریخ شهادت 7 ثور 1357 (کودتای ننگین کمونیست ها)
محل شهادت قصر ریاست جمهوری کابل، افغانستان

همسر شاهدخت میرمن زینب (زینب خاتون دختر محمد نادر شاه و خواهر محمد ظاهر شاه)
فرزندان عمر،تورپیکی،شینکی،درخانی،خالد، ،ویس،زرلشت
اطلاعات سیاسی
تاریخ ریاست از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷

ترتیب اولین رئیس جمهور افغانستان

قبل از عبدالقادر
نورمحمد تره‌کی

بعد از محمدظاهرشاه

جناح سیاسی حزب انقلاب ملی
پست‌های دیگر صدراعظم افغانستان ،وزیردفاع،سفیر،قوماندان و...

ضمیمه:

اینجانب سینا همایونی برای نوشتن این مطالب از منابع زیر استفاده نموده ام:

1.نگاهی به شخصیت،نظریات و سیاست های سردار محمد داوود / نویسنده:دکتر عاصم اکرم / انتشارات میزان،افغانستان / سال نشر1380 .

2.رویدادهای نیمهء اخیر سدهء بیست در افغانستان / جنرال محمد نذیر کبیر سراج / چاپ آلمان به زبان فارسی دری/ سال نشر1376.

3.گذرگاه افغانستان / ویلهلم دیتل / ترجمه: محسن محسنیان / انتشارات آستان قدس رضوی،ایران / سال نشر1365/قیمت:750 ريال

4.تصاویر از آرشیو شخصی اینجانب سینا همایونی انتخاب شده است.

 با تشکر از ويب سايت ازمون ملي